روزنامه رسمی شماره ۱۰۰۴۳- ۱۳۵۸/۰۵/۲۵
هیات عمومی دیوان عالی کشور
آقای عنایت اله ناظریان بازنشسته شهرداری پایتخت به موجب نامه ای که به شماره ۶۳۲۵۹ مورخ ۱۳۵۴/۰۷/۱۹ ثبت اداره دفتر دیوان عالی کشور گردیده اعلام نموده که رای شماره ۳۰۵ مورخ ۱۳۵۴/۰۷/۰۱ هیات رسیدگی تجدیدنظر (دادگاه تجدیدنظر انتظامی) که بر اثر شکایت استخدامی مشار الیه صادر گردیده با آقای شماره ۶۳۰ مورخ ۱۳۴۷/۰۹/۰۳ و ۶۳۳ مورخ ۱۳۴۷/۰۹/۰۴ و ۵۷۱ مورخ ۱۳۴۸/۰۸/۱۷ شعبه هفتم دیوان عالی کشور که در موارد مشابه و نظیر هم صادر گردیده اختلاف دارد و درخواست طرح موضوع را در هیات عمومی دیوان عالی کشور نموده است آرای مزبور ذیلاً توصیف میشود:
۱-رای شماره ۳۰۵ مورخ ۱۳۵۴/۰۷/۰۱ آقای عنایت اله ناظریان شکوائیه ای به طرفیت اداره کل بازنشستگی به دبیرخانه شورای سازمان امور اداری و استخدامی کشور تسلیم نموده و به شرح آن اظهار داشته که در تاریخ ۱۳۵۲/۱۱/۲۳ برطبق ماده ۷۴ الحاقی به تقاضای شخصی بازنشسته شده و چون براساس ماده ۸۲ لایحه قانون استقلال شهرداری ها و نامه شماره ۱۶۶۵۱ مورخ ۱۳۳۸/۱۲/۱۰ وزارت کشور آیین نامه شماره ۵۶۵۲۰ مورخ ۱۳۳۱/۱۲/۱۸ و نامه شماره ۴۳۸۳ مورخ ۱۳۴۸/۰۱/۲۴ شعبه ۷ دیوان عالی کشور و نامه شماره ۴۸۰۴ مورخ ۱۳۴۸/۱۲/۲۶ اداره کل بازنشستگی از سال ۱۳۳۰ به کاردان های فنی آتش نشانی حقوق رانندگی به انضمام ۵۰ % بابت کاردانی فنی پرداخته می شده و در قانون استخدام کشوری این امر پیش بینی نشده بوده از اول سال ۱۳۴۷ شهرداری به استناد قوانین قبلی ۵۰ % حق کاردانی فنی را در گروه و پایه آنان منظور و پرداخت نموده و مینماید و مشار الیه تقاضا کرده که حکم حقوق و گروه پایه او با محاسبه ۵۰ % بابت کاردانی فنی تهیه و حکم بازنشسگی بر این اساس صادر گردد که هیات دوم رسیدگی به شکایات استخدامی نسبت به پرونده مزبور به این ترتیب اظهارنظر کرده است: (ماده ۹۳ قانون شهرداری مصوب ۳۴/۴/۱۱ مقرر میدارد: «از تاریخ تصویب این قانون لایحه شهرداری مصوب ۱۳۳۱/۰۸/۱۱ و لوایح متمم آن و همچنین کلیه قوانین که با این قانون مغایرت دارد ملغی است» و چون مستند صدور ابلاغ شماره ۹۶۵۳ مورخ ۱۳۴۲/۰۷/۲۹ موضوع تبدیل وضع شاکی به کاردان فنی درجه ۳ از تاریخ ۱۳۴۲/۰۳/۲۷ و ماده ۳ آیین نامه شماره ۵۶۵۲۰ مورخ ۱۳۳۱/۱۲/۱۸ بوده که براساس ماده ۸۲ لایحه قانونی شهرداری مصوب ۱۳۳۱/۰۸/۱۱ به تصویب رسیده و لایحه مذکور و مقررات مربوط به آن به شرح فوق از تاریخ ۱۳۳۴/۰۴/۱۱ ملغی شده و از طرفی طبق ماده ۵۹ قانون شهرداری مصوب ۱۳۳۴/۰۴/۱۱ شاکی مشمول مقررات عمومی استخدامی شناخته شده و طبق ماده ۱۴۸ قانون استخدام کشوری نیز کلیه قوانین و استخدامی سابق که در مقام اجرا با آن مغایر باشد ملغی گردیده است لذا به جهات فوق و عنایت به لایحه جوابیه اداره کل بازنشستگی و این که احتساب ۵۰ % حقوق به عنوان حق کاردانی در امر تعیین حقوق بازنشستگی جواز قانونی ندارد و شکایت غیر وارد تشخیص و رد میگردد) از این رای شاکی درخواست تجدیدنظر نموده و هیات رسیدگی تجدیدنظر (دادگاه تجدیدنظر انتظامی) چنین رای داده است:
(با توجه به محتویات پرونده و لایحه جوابیه اداره کل بازنشستگی نسبت به حکم مورد شکایت اشکالی به نظر نمی رسد و تایید میگردد.)
۲-آرای شماره ۶۳۰ مورخ ۱۳۴۷/۰۹/۰۳ و ۶۳۳ مورخ ۱۳۴۷/۰۹/۰۴ و ۵۷۱ مورخ ۱۳۴۷/۰۸/۱۷ شعبه هفتم دیوان عالی کشور، آقایان محمد جعفری، رمضانعلی کتابی و جعفر کجوری کاردانهای فنی آتش نشانی به موجب دادخواست های جداگانه به طرفیت اداره کل بازنشستگی به سازمان امور اداری و استخدامی کشور شکایت و درخواست نموده اند که حکم صادره از طرف شهرداری تهران در مورد ۵۰% حقوق مربوط به فوق العاده کاردان فنی آنها از طرف بازنشستگی تایید گردد و هیات رسیدگی نسبت به پرونده های آنان به این ترتیب رای داده است:
(ماده ۹۳ قانون شهرداری ها مصوب ۱۳۳۴/۰۴/۱۱ مقرر میدارد: (از تاریخ تصویب آن قانون لایحه شهرداری ها مصوب ۱۳۳۱/۰۸/۱۱ و لوایح متمم آن و کلیه قوانین با این قانون مغایرت دارد ملغی است) بنابراین چون مستند صدور حکم فوق العاده کاردانی ماده ۳ آیین نامه شماره ۵۶۶۲۰ مورخ ۱۳۳۱/۱۲/۱۸ وزارت کشور میباشد که به استناد ماده ۸۲ لایحه شهرداری ها مصوب ۱۳۳۱/۱۸/۱۱ تنظیم گردیده است و لایحه مذکور به شرح فوق از تاریخ ۱۳۳۴/۰۴/۱۱ ملغی شده است و به علاوه به موجب ماده ۵۹ قانون شهرداری ها مصوب ۱۳۳۴/۰۴/۱۱ شاکی مشمول مقررات عمومی استخدامی میباشد و طبق ماده ۱۴۸ لایحه قانون استخدام کشوری مصوب ۱۳۴۵/۰۳/۳۱ از تاریخ تصویب و اجرای قانون مذکور کلیه مقررات استخدامی سابق که در مقام اجرا با قانون مذکور مغایر باشد ملغی خواهد شد بنابراین شکایت شاکی وارد نیست و رد میشود). از آرای مزبور کاردان های فنی آتش نشانی شهرداری درخواست تجدیدنظر نموده اند و شعبه هفتم دیوان عالی کشور به موجب پرونده های جداگانه و آرای شماره ۶۳۰ مورخ ۱۳۴۷/۰۹/۰۳ و ۶۳۳ مورخ ۱۳۴۷/۰۹/۰۴ و ۵۷۱ مورخ ۱۳۴۷/۰۸/۱۷ نسبت به پرونده های مزبور رسیدگی و به این ترتیب اظهارنظر نموده است: (چون آیین نامه ش ماره ۵۶۶۲۰ مورخ ۱۳۳۱/۱۲/۱۸ مربوط به رانندگان آتش نشانی و کاردانهای فنی و درجه بندی آنها که به موجب ماده ۸۲ لایحه قانونی شهرداری مصوب ۱۳۳۱/۰۸/۱۱ تهیه و تدوین گردیده پس از لغو لایحه قانونی مزبور که به استناد ماده ۱۳ قانون شهرداری ها مصوب ۱۳۳۴/۰۴/۱۱ به عمل آمده از بین نرفته و به قوت خود باقی مانده و وزارت کشور ضمن نامه شماره ۱۹۶۱۶ مورخ ۱۳۴۲/۰۶/۰۷ در پاسخ نامه شهرداری که راجع به آیین نامه و اجرای آن کسب تکلیف نموده آن را محتاج به تصویب مجدد ندانسته و شهرداری را مختار نموده که در صورتی که آیین نامه را به قوت خود باقی می داند نسبت به اجرای آن اقدام نماید و شهرداری تهران با اجازه مزبور در سال ۱۳۴۲ به استناد آن آیین نامه احکام عده ای از واجدین شرایط را صادر کرده و اداره بازنشستگی هم آن احکام را گواهی نموده و نظر به این که حکم شاکی را شهرداری به استناد همان آیین نامه که آن را قابل اجرا می دانسته صادر نموده است و نظر به این که دستور نخست وزیر هم شامل کارمندان شهرداری که از وجوه عمومی حقوق دریافت نمی کنند نمیباشد و با فرض این که شامل هم بدانیم اجرای مقررات آیین نامه شماره…. درباره رانندگان، تبدیل وضع استخدامی آنها نیست بلکه عملاً ترفیع و اضافه است که به آنها داده میشود و نظر به این که آیین نامه مزبور مغایرتی با قانون استخدامی جدید که تکلیفی برای این قبیل رانندگان تعیین ننموده ندارد اعتراضات متقاضی تجدیدنظر وارد تشخیص و یا فسخ حکم دادگاه بدوی مقرر میگردد که حکم صادره از شهرداری تهران را درباره متقاضی تجدیدنظر گواهی و تایید مینماید). بنا به مراتب چنانچه ملاحظه میگردد رای شماره ۳۰۵ مورخ ۱۳۵۴/۰۷/۰۱ هیات رسیدگی تجدیدنظر (دادگاه تجدیدنظر انتظامی) با آرای شماره های ۶۳۰ و ۶۳۳ و ۵۷۱ هیات تجدیدنظر (شعبه هفتم دیوان عالی کشور) در مورد این که با لغو لایحه قانونی شهرداری مصوب ۱۳۳۱/۰۸/۱۱ آیا آیین نامه شماره ۵۶۶۲ مورخ ۱۳۳۱/۱۲/۰۸ وزارت کشور مربوط به رانندگان آتش نشانی و کاردان های فنی به قوت خود باقی است یا خیر تهافت دارد لذا کسب نظر هیات عمومی دیوان عالی کشور مورد تقاضا است.
دادستان کل کشور به تاریخ روز دوشنبه ۱۳۵۸/۰۴/۰۵ هیات عمومی دیوان عالی کشور با حضور جناب آقای دادستان کل کشور و با حضور جنابان آقایان روسا و مستشاران دیوان کشور مشاوره نموده چنین رای می دهند:
رای هیات عمومی دیوان عالی کشور
نظر به این که آیین نامه مربوط به رانندگان آتش نشانی و کاردانهای فنی که براساس ماده ۸۲ لایحه قانونی شهرداری مصوب ۱۳۳۱/۰۸/۱۱ تصویب شده است پس از الغای لایحه قانونی مزبور فسخ شده و در لایحه قانونی مصوب ۱۳۳۴/۰۴/۱۱ هم مقرراتی که موجب فسخ ضمنی آیین نامه مزبور باشد وضع نگردیده است رای شعبه هفتم دیوان عالی کشور در باب لازم الاجرا بودن و آیین نامه مورد بحث صحیح و مطابق با موازین قانونی است.
متن اصلی رای وحدت رویه