لوگو ⚖️ پرتال حقوقی بهروز اصبحی کاربردی | جامع | رایگان جستجو
رای وحدت رویه ۵۲۸ مورخ ۱۳۶۸/۰۸/۰۲ هیات عمومی دیوان عالی کشور | حق دادستان در درخواست تجدیدنظر از احکام دادگاه های کیفری بر اساس ماده ۸ قانون مصوب ۱۳۶۷

رای وحدت رویه ۵۲۸ مورخ ۱۳۶۸/۰۸/۰۲ هیات عمومی دیوان عالی کشور | حق دادستان در درخواست تجدیدنظر از احکام دادگاه های کیفری بر اساس ماده ۸ قانون مصوب ۱۳۶۷

متن اصلی رای وحدت رویه

روزنامه رسمی ۱۳۰۲۷-۱۳۶۸/۸/۳۰
ریاست معظم دیوان عالی کشور
احتراماً به استحضار می ­رساند: سرپرست محترم دادگاه ­های کیفری تهران رونوشت آراء صادره از شعب ۱۳۵ و ۱۴۰ دادگاه کیفری ۱ تهران و پرونده ­های مربوطه را ارسال داشته و نوشته­ اند­، دادگاه­ های کیفری ۱ تهران در مورد تجدید­نظر­خواهی دادستان از احکام دادگا­ه های کیفری ۲ یا احکام دادگا­ه­ های کیفری ۱ به قائم مقامی دادگاه کیفری ۲ که قبل از لازم ­الاجراء شدن قانون تعیین موارد تجدید­نظر احکام دادگاه ­ها مصوب ۱۳۶۷ صادر گردیده اختلاف نظر دارند و آراء معارضی صادر نموده ­اند با توجه به کثرت پرونده­ های مورد ابتلا و بلاتکلیفی دادگاه­ های کیفری و دادسرای عمومی و سرگردانی ارباب رجوع ایجاب می­ نماید که موضوع در هیات عمومی دیوان عالی کشور و رای وحدت رویه صادر گردد. پرونده ­های مزبور ملاحظه شد و خلاصه­ ی آن­ ها به شرح زیر است:
۱-به حکایت پرونده کیفری ۶۷/۲۹۱ شعبه ۱۶۷ دادگاه کیفری ۲ تهران آقای محمد علی گیتی فر به اتهام ایجاد مزاحمت و ممانعت از حق نسبت به استفاده شاکی از منافع مورد اجاره تحت تعقیب دادسرای عمومی تهران قرار گرفته و در تاریخ ۱۲/۲/۶۷ کیفرخواست صادر و پرونده به دادگاه کیفری ۲ ارسال گردیده و دادگاه پس از رسیدگی واحراز بزهکاری متهم به استناد ماده ۱۳۴ قانون تعزیرات حکم شماره ۱۱۶۵-۱۳/۷/۶۷ را صادر کرده و متهم را به تحمل ۲۰ ضربه شلاق و رفع ممانعت از حق و اعاده وضع مغازه به حالت اول طبق نظر کارشناس محکوم نموده است. محکوم ­علیه شرحی به دادیار اجرای احکام نوشته و از دادسرای ناحیه ۲ تهران تقاضا نموده که در اجرای مادتین ۲۸۴ و ۲۸۴ مکرر قانون آیین دادرسی کیفری اقدام شود. دادسرای ناحیه ۲ مراتب را به دادگاه صادرکننده حکم تذکر داده و تجدید­نظر­خواسته ولی دادگاه ۱۶۷ کیفری ۲ تهران حکم مورخ ۱۳/۷/۶۷ را بی اشکال دانسته و بالاخره پرونده برای رسیدگی تجدید­نظر بر حسب درخواست دادسرای ناحیه ۲ تهران به شعبه ۱۳۵ دادگاه کیفری ۱ تهران ارجاع شده و دادگاه مزبور پس از رسیدگی حکم شماره ۶۱۱-۱۵/۷/۶۸ را به این شرح صادر کرده است.
آنچه مسلم است به موجب بند ۳ ماده ۳۵۱ قانون آیین دادرسی کیفری سابق و ماده ۲۸۴ قانون اصلاح موادی قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۶۱ دادستان ناظر بر حسن اجرای قوانین است و این حق پیوسته از طریق تقاضای تجدید­نظر و یا اعتراض به حکم استمرار داشته و به نظر می­ رسد که در ماده ۸ قانون تعیین موارد تجدید­نظر احکام دادگاه­ ها مصوب ۱۳۶۷ همین حق اعمال گردیده و رای وحدت رویه ۵۲۶-۱۹/۲/۶۸ هیات عمومی دیوان عالی کشور منصرف از موارد تجدید­نظر­خواهی دادستان است به ویژه اینکه در متن رای مذکور تصریح شده که محکوم­ علیه حکم کیفری نمی­ توان راساً به استناد قانون مذکور نسبت به احکام سابق الصدور درخواست تجدید­نظر نماید. بدیهی است به دادستان نمی­ توان اطلاق محکوم علیه حکم کیفری نمود نتیجتاً اعتراض دادسرا موقعیت قانونی داشته و از این حیث پرونده قابل طرح در این دادگاه است و در ماهیت قضیه…  با نقض دادنامه فوق الاشعار به علت فقد دلیل کافی حکم بر برائت متهم صادر می ­شود.
۱-به حکایت پرونده کلاسه ۶۴/۲۶۵ شعبه ۱۴۰ دادگاه کیفری ۱ تهران قائم مقام کیفری ۲ که مخصوص رسیدگی به پرونده ­های تخلف ساختمانی بوده شکایت شهرداری منطقه ۷ تهران از شرکت تعاونی رفاه فردا رسیدگی کرده و تخلف شرکت را از مقررات شهرسازی و شهرداری محرز دانسته و به استناد تبصره­ های بند ۲۴ ماده ۵۵ قانون شهرداری حکم شماره ۷۶-۱۸/۳/۶۵ را بر تعطیل سطوح تجاری غیرمجاز صادر نموده است. شرکت محکوم­ علیه شرحی به اجرای احکام دادسرای عمومی تهران نوشته و بر حکم مزبور اعتراض کرده و آقای دادیار در تاریخ ۲۵/۱۱/۶۵ اعلام نظر کرده و حکم دادگاه را قانونی ندانسته و با موافقت دادستان به دادگاه صادرکننده حکم تذکر داده تا طبق مادتین ۲۸۴ و ۲۸۴ مکرر در حکم خود تجدید­نظر نماید ولی دادگاه این درخواست را نپذیرفته و بالاخره پرونده امر به استناد ماده ۸ قانون تعیین موارد تجدید نظر احکام دادگاه­ ها مصوب ۱۳۶۷ برای رسیدگی تجدید­نظر به شعبه ۱۴۰ دادگاه کیفری ۱ تهران ارجاع شده و دادگاه رای شماره ۲۷۲-۱۸/۷/۶۷ را به این خلاصه صادر نموده است:
دادنامه شماره ۷۶-۱۸/۳/۶۵ دادگاه کیفری که منجر به تعطیل سطوح تجاری غیرمجاز گردیده قبل از لازم الاجراء شدن قانون تعیین موارد تجدیدنظر احکام دادگاه ­ها مصوب ۱۳۶۷ صادر شده قطعیت یافته است بنابراین طبق ماده ۴ قانون مدنی و رای وحدت رویه ۵۲۶-۱۹/۲/۶۸ هیات عمومی دیوان عالی کشور مشمول قانون اخیرالتصویب نمی­ باشد و پرونده به اجرای احکام ارسال می­ شود.
نظریه- بنابر آنچه ذکر شد شعبه ۱۳۵ دادگاه کیفری ۱ تهران درخواست تجدید­نظر دادستان را نسبت به احکامی که دادگاه ­های کیفری ۲ قبل از لازم ­الاجراء شدن قانون تعیین موارد تجدید­نظر احکام دادگاه­ ها و نحوه رسیدگی به آن­ ها مصوب ۱۳۶۷ صادر نموده­اند قابل رسیدگی دانسته و طبق ماده ۸ قانون مزبور به موضوع رسیدگی و حکم صادر کرده است در صورتی که شعبه ۱۴۰ دادگاه کیفری ۱ در نظیر مورد احکام سابق ­الصدور دادگاه­ های ۲ یا دادگاه­های کیفری ۱ به قائم مقامی­ کیفری ۲ را مشمول قانون موصوف نشناخته و دادخواست تجدید­نظر دادستان را نپذیرفته است لذا موضوع قابل طرح و رسیدگی در هیات عمومی دیوان عالی کشور برای صدور رای وحدت رویه قضایی ا ست.
معاون اول قضایی دیوان عالی کشور-  فتح الله یاوری
به تاریخ روز سه­ شنبه ۱۳۶۸/۰۸/۰۲ جلسه هیات عمومی دیوان عالی کشور به ریاست حضرت آیت­ الله مرتضی مقتدایی رئیس دیوان عالی کشور و با حضور جناب آقای علی اکبر عابدی نماینده دادستان محترم کل کشور و جنابان آقایان روسا و مستشاران شعب حقوقی و کیفری دیوان عالی کشور تشکیل گردید.
پس از طرح موضوع و قرائت گزارش و بررسی اوراق پرونده و استماع عقیده جناب آقای علی اکبر عابدی نماینده دادستان کل کشور مبنی بر:
در پرونده وحدت رویه ۶۸/۴۷ دیوان عالی کشور نظر دادسرای دیوان عالی کشور به شرح زیر است: چون در قانون اصلاحی آیین دادرسی کیفری ماده ۲۸۴ و ۲۸۴ مکرر و بخشنامه اجرایی آن مصرح است که دادستان عمومی و نهایتاً دادستان کل کشور اعتراض محکوم­ علیه را تایید می­ کند پرونده قابل طرح در دیوان عالی کشور بوده در قانون تجدید­نظر احکام دادگاه­ های اخیرالتصویب دادستان حق اعتراض دارد و رای وحدت رویه ۵۲۶- مورخ ۱۹/۲/۶۸ هم موید این است که محکوم علیه راساً نمی­ تواند اعتراض به احکامی نماید که قبل از لازم­ الاجراء شدن قانون تجدیدنظر احکام دادگاه ­ها صادر شده نتیجتاً دادستان حق اعتراض به آراء صادره قبل از قانون جدید را دارد و مرجع رسیدگی کننده نیز طبق قانون جاری (قانون اخیرالتصویب) میباشد.
مشاوره نموده و اکثریت بدین شرح رای داده ­اند.
رای شماره ۵۲۸ - ۱۳۶۸/۰۸/۰۲
رای وحدت رویه هیات عمومی دیوان عالی کشور
براساس ماده ۲۸۴ قانون اصلاح موادی از قانون آیین دارسی کیفری مصوب ۱۳۶۱ دادستان می ­توانسته است نسبت به احکام دادگاه ­های کیفری درخواست تجدید­نظر نماید.
ماده ۸ قانون تعیین موارد تجدید­نظر احکام دادگاه ­ها و نحوه رسیدگی به آن­ ها مصوب مهرماه ۱۳۶۷ نیز صریحاً این حق را در موارد مصرحه در این ماده به دادستان داده است. لذا مورد منصرف از ماده ۴ قانون مدنی می­ باشد و دادستان می­ تواند به استناد ماده ۸ قانون مارالذکر نسبت به احکام سابق الصدور دادگاه ­های کیفری ۱ و کیفری ۲ درخواست تجدیدنظر نماید و مرجع تجدید­نظر به شرح مندرج در قانون تعیین موارد تجدید نظر احکام دادگاه ­ها است.
بنابراین رای شعبه ۱۳۵ دادگاه کیفری ۱ تهران که با این نظر مطابقت دارد صحیح و منطبق با موازین قانونی است. این رای بر طبق ماده ۳ از مواد اضافه شده به قانون آیین دادرسی کیفری مصوب سال ۱۳۳۷ برای دادگاه ­ها در موارد مشابه لازم ­الاتباع است.

وب‌سایت حقوقی بهروز اصبحی - آرشیو تخصصی آراء وحدت رویه دیوان عالی کشور