لوگو ⚖️ پرتال حقوقی بهروز اصبحی کاربردی | جامع | رایگان

رای غیابی غیر قابل تجزیه و تفکیک از دادگاه تجدید نظر.

صورتجلسه نشست قضایی
تاریخ برگزاری: ۱۳۹۸/۰۸/۰۹
برگزار شده توسط: استان گلستان/ شهر کلاله
موضوع
رای غیابی غیر قابل تجزیه و تفکیک از دادگاه تجدید نظر.
پرسش
رای غیر قابل تجزیه و تفکیک علیه الف و ب صادر شده است. الف از رای مذکور تجدیدنظر خواهی کرده است. دادگاه تجدیدنظر پس از رسیدگی لازم ضمن صدور حکم به رد دعوی تجدیدنظر خواهی، رای غیابی را تایید کرده است. متعاقباً ب نیز از رای مذکور تجدید نظرخواهی کرده و دادگاه با بررسی ادله و مدارک او ضمن نقض رای بدوی حکم به بطلان دعوی خواهان مرحله بدوی صادر کرده است. کدامیک از آرای مذکور معتبر است؟
نظر هیئت عالی
اگرچه مطابق قسمت دوم ماده ۳۵۹ قانون آیین دادرسی مدنی در دعاوی که آراء صادر شده غیر قابل تجزیه و تفکیک باشند، در حقوق همه اصحاب پرونده و اشخاص مرحله بدوی که در مرحله تجدید نظر شرکت نداشته اند، موثر است، لیکن در فرض مسئله با توجه به صدور دو رای متعارض مشمول بند ۴ ماده ۴۲۶ قانون آیین دادرسی مدنی و از موارد اعاده دادرسی میباشد.
نظر اکثریت
قسمت دوم ماده ۳۵۹ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی متضمن این معناست که در مورد دعاوی غیر قابل تجزیه و تفکیک رای دادگاه تجدیدنظر در حقوق همه اشخاص مرحله بدوی حتی اشخاصی که در مرحله تجدیدنظر شرکت نداشته اند موثر است. فلسفه وضع این ماده جلوگیری از صدور احکام متعارض در موضوع واحد بوده است. بنابراین اساساً رسیدگی ماهوی به تجدیدنظر خواهی ب صحیح نبوده و ب نیز باید تابع رایی می شد که علیه الف مبنی بر تایید رای بدوی صادر شده است و باید قرار عدم استماع دعوی تجدیدنظر خواهی ب صادر می شد؟ ذینفع مرحله بدوی که اولین رای دادگاه تجدیدنظر به نفع اوست میتواند براساس بند ۴ ماده ۴۲۶ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی خواستار نقض رای دوم صادره توسط دادگاه تجدیدنظر شود.
نظر اقلیت
قسمت دوم ماده ۳۵۹ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی استثنایی است بر اصل نسبی بودن احکام دادگاه ها و باید در حد منصوص و مضیق تفسیر گردد. بنابراین در ماده مذکور از عبارت ((مورد استفاده غیر طرفین تجدیدنظر خواهی)) استنباط میشود که رای غیر قابل تجزیه و تفکیک در صورتی علیه شخص غایب در دادرسی مرحله تجدیدنظر موثر است که مورد استفاده او و به نفع او باشد. تفسیر مخالف (اعتقاد به تاثیر رای دادگاه تجدیدنظر به ضرر فرد غایب در مرحله تجدیدنظر) سبب تضییع حق دفاع و حق تجدیدنظر خواهی فرد میشود. در حالی که سلب حق مستلزم تصریح قانون است. بنابراین رای دوم صادره از دادگاه تجدیدنظر مبنی بر نقض رای بدوی و صدور حکم به بطلان دعوی خواهان معتبر و به نفع محکوم علیه دیگر – که دادگاه تجدیدنظر حکم به ضرر او صادر کرده است – نیز موثر است و رای اول بی اعتبار است.