لوگو ⚖️ پرتال حقوقی بهروز اصبحی کاربردی | جامع | رایگان جستجو
رای وحدت رویه ۱۱۲ مورخ ۱۳۴۷/۰۷/۰۳ هیات عمومی دیوان عالی کشور | صلاحیت سازمان اصلاحات ارضی در رسیدگی به اختلافات مالک و زارع پیش از تصویب قانون اصلاحات ارضی

رای وحدت رویه ۱۱۲ مورخ ۱۳۴۷/۰۷/۰۳ هیات عمومی دیوان عالی کشور | صلاحیت سازمان اصلاحات ارضی در رسیدگی به اختلافات مالک و زارع پیش از تصویب قانون اصلاحات ارضی

متن اصلی رای وحدت رویه

روزنامه رسمی ۶۹۰۸ - ۱۳۴۷/۰۸/۰۹
در مورد صلاحیت دادگاه های دادگستری برای رسیدگی به اختلاف بین مالک و زارع رویه های مختلفی در شعب دیوان کشور اتخاذ شده که جناب آقای دادستان کل به شرح زیر طرح آن را در هیات عمومی دیوان عالی کشور درخواست نموده اند: طبق احکامی که رونوشت آنها ضمیمه است بین شعب ۴ سابق و ۱۰ و ۴ دیوان عالی کشور اختلاف نظر و رویه حاصل شده بدین شرح:
۱- در پرونده شماره ۳۷۷۵/۹ آقای خلعتبری در تاریخ  ۱۳۳۸/۱۲/۰۲ دادخواست خلع ید پنج جریب باغ مرکبات به ارزش ده هزار ریال به ظرفیت فرجام خواه به دادگاه بخش شهسوار تقدیم داشته و مدرک دعوی را سند مالکیت شش دانگ قریه سنگره واقع در دهستان خرم آباد پلاک ۴۰ قرار داده که طبق آن کلیه اعیانی و عرصه قریه به استثنای خانه های روستایی به خواهان تعلق داشته و مدعی گردیده خوانده و عده با عناوین مختلف باغات را تصرف کرده و حاضر به تخلیه نمی باشند دادگاه پس از انجام تحقیق محلی و احراز تصرف خوانده در باغ مورد بحث حکم خلع ید صادر کرده است محکوم علیه از این حکم شکایت پژوهشی به دادگاه شهرستان نموده و دادگاه پژوهشی حکم پژوهش خواسته را عیناً استوار مینماید.
شعبه چهارم دیوان کشور در تاریخ ۱۳۴۳/۰۵/۰۱ چنین رای صادر کرده است:
«از طرف فرجام خواه اعتراض موجهی به عمل نیامده و از حیث رعایت قواعد دادرسی هم اشکال موثری ملاحظه نمی شود لذا فرجام خواسته استوار میشود.»
۲- در پرونده ۲۲- ۳۲۷۸ آقای هوشنگ کاووسی به وکالت از آقای حیدر حیدرقلی خلعتبری دادخواستی به طرفیت آقای سید موسی ساداتی به خواسته خلع ید از ده جریب هزار متری زمین مزروعی و شش جریب باغ مرکبات واقع در قریه سنگر خرم آباد شهسوار به استناد سند مالکیت حاکی از مالکیت ملک نسبت به شش دانگ عرصه و اعیان قریه نامبرده به دادگاه بخش شهسوار تقدیم داشته است پس از جریان دادخواست و صدور قرار تحقیقات محلی برای اثبات تصرف در رقبه مدعی به برحسب اسناد خواهان و خروج قرار مذکور از عداد دلایل خواهان به لحاظ عدم تهیه وسایل اجرا از ناحیه استناد کننده سرانجام دادگاه بخش نامبرده به لحاظ آنکه دعوای خواهان بدون دلیل است حکم به بطلان دعوی را صادر کرده است از این دادنامه محکوم علیه تقاضای پژوهش کرده که به اجرای دادخواست پژوهشی و گرفتن توضیحات لازم از پژوهش خوانده دادگاه شهرستان شهسوار به این استدلال که چون پژوهش خوانده که به تصرف در رقبات مورد دعوی معترف است و مدعی حق اعیانی میباشد دلیلی بر این معنا اقامه نکرده و به موجب سند مالکیت پژوهش خواه مالک شش دانگ قریه سنگر به استثنای خانه های رعیتی میباشد با فسخ حکم پژوهش خواسته خوانده را به خلع ید از ده جریب زمین هزار متری شالیزار و شش جریب باغ مرکبات واقع در سنگر با خسارات محکوم کرده و از این حکم محکوم علیه فرجام خواسته است شعبه دهم دیوان عالی کشور چنین رای داده است:
«چون همان طوری که فرجام خواه در ضمن اعتراضات فرجامی متذکر شده مشار الیه در مراحل رسیدگی ماهوی مدعی داشتن ریشه و دسترنج زراعتی در ملک مورد درخواست تخلیه شده دو دادگاه بدون توجه و رسیدگی به ادعای مزبور حکم تخلیه صادر نموده است رسیدگی ناقص است و به موجب ماده ۵۵۹ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی حکم فرجام خواسته شکسته میشود که دادگاه شهرستان شاهی مجدداً رسیدگی نماید.»
۳- در پرونده ۴۰۹۲/۱۰ آقای محمد حسن شریعتمداری دادخواستی به طرفیت آقای مرتضی سعدی پور به خواسته رفع تصرف عدوانی از دوازده قفیر زمین واقع در زیر خط راه آهن در مزرعه زبردان به دادگاه شهرستان بهشهر که به امور دادگاه بخش نیز رسیدگی مینماید تقدیم و توضیح داده که خوانده مطابق اجاره نامه های عادی مورخ ۲۴ محرم ۱۳۷۰ قمری مستاجر زمین بوده و مال الاجاره را نپرداخته است به تجویز مواد (۶ و ۷) قانون جلوگیری از تصرف عدوانی تقاضای رسیدگی و صدور حکم به رفع تصرف عدوانی را نموده است و در دادخواست تذکر داده است که مدارک دیگری موجود است که در صورت لزوم رونوشت مصدق آنها تقدیم خواهد شد دادگاه مذکور پس از رسیدگی ضمن دادنامه مورخ ۱۳۴۴/۰۷/۱۲ چنین رای صادر کرده است:
(نظر به اظهار خواهان در جلسه رسیدگی که قریب چهار سال بلکه زیادتر میباشد که زمین در تصرف خوانده میباشد و همچنین خوانده سند عادی ابرازی را نپذیرفته میباشد و خواهان نتوانسته این مطلب را به ثبوت برساند که مورد دعوی قبل از خارج شدن لااقل یک سال در تصرف او بوده میباشد و بیش از یک سال از تاریخ تصرف عدوانی نگذشته لذا دادگاه به واسطه عدم انطباق مورد با تصرف عدوانی و با توجه به ماده ۳۲۶ قاقنون آیین دادرسی مدنی قرار رد دعوی خواهان را صادر مینماید.)
از این رای درخواست رسیدگی پژوهشی گردیده و دادگاه شهرستان ساری مرجع رسیدگی پژوهشی پس از مبادله لوایح به شرح رای شماره ۳۵۰ ادعای پژوهش خواه را با توضیحاتی که در دادگاه بدوی داده منطبق با شرایط ماده ۳۲۶ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی ندانسته و رای ابتدایی را استوار کرده است. آقای محمد حسن شریعتمداری از این رای فرجام خواسته است شعبه چهار دیوان عالی کشور در تاریخ ۴۶/۱۱/۲۹ چنین رای داده است:
برقرار مورد شکایت از جهات ذیل اشکال وارد است:
۱- فقد دلیل برای احراز صحت دعوای تصرف عدوانی که مورد توجه دادگاه واقع شده مجوز صدور قرار رد دعوی با تایید آن در مرحله پژوهشی نبوده و با این حال دادگاه مبادرت به تایید قرار صادر از دادگاه ابتدایی نموده.
۲- به موجب ماده ۲۲ قانون اصلاحات اراضی هیچ مالکی حق ندارد به هیچ عنوان زارع را از ده یا اراضی مورد کشت و کار اخراج نماید و از زراعت او ممانعت به عمل بیاورد و طبق ماده ۳۳ همان قانون رفع اختلاف بین مالک و زارع در امور مربوط به کشاورزی به مامورین اصلاحات ارضی محول میشود و مستنبط از مجموع مواد مذکور که در تکمیل آن ماده ششم قانون ۱۳۴۶/۰۲/۱۲ راجع به الحاق چند ماده به آیین نامه اصلاحات ارضی به تصویب رسیده این است که اولاً نه با طرح دعوی ماهوی و نه با طرح دعوی به عنوان تصر عدوانی حق درخواست حکم برای خلع ید زارع ندارد و ثانیاً مرجع صالح برای رفع مطلق اختلافات آنها درخصوص مسائل مربوط به امور کشاورزی سازمان اصلاحات ارضی شناخته شده نه دادگاه دادگستری و چون خواهان ابتدایی به عنوان مالک ملک مزروعی خود را ذی حق در طرح دعوای مورد بحث شناخته بوده و طرف دعوی نیز استناد به اقرار او به تصرف خودش در ملک و بهره برداری از آن نموده ضرورت داشت دادگاه مقدمتاً درخصوص شمول یا عدم شمول مقررات اصلاحات اراضی به مورد و بالنتیجه امکان یا عدم امکان طرح دعوای تصرف عدوانی در دادگاه و وجود یا فقدان صلاحیت ذاتی دادگاه ابتدایی رسیدگی نموده و در صورت احراز عدم شمول مقررات اصلاحات ارضی و وجود صلاحیت ذاتی برای دادگاه ابتدایی مبادرت به توجیه سایر جهات دعوی می نمود از این رو رای فرجام خواسته به لحاظ وجود نقص در رسیدگی و اشکال دیگر مذکور در فوق به استناد ماده ۵۵۹ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی و به اتفاق آرا نقض میشود و اقدام لازم قانونی به دادگاه صادر کننده قرار محول میشود.
بنا به مراتب فوق الذکر ملاحظه میشود که اولاً بین شعبه ۴ و ۱۰ اختلاف حاصل است به این معنی که شعبه ۴ حکم تخلیه ید زارع را از ملک مورد تصرف خود ابرام کرده و برعکس شعبه ۱۰ حکم خلع ید او را نقض کرده است.
در ثانی بین شعبه ۴ سابق و شعبه ۴ فعلی از لحاظ صلاحیت ذاتی اختلاف است بدین معنی که شعبه ۴ سابق دادگستری را برای صدور حکم خلع ید زارع صالح دانسته در صورتی که شعبه ۴ فعلی دادگستری را صالح ندانسته است.
بنابراین طبق ماده واحده قانون وحدت رویه قضایی مصوب تیرماه ۱۳۲۸ طرح دو موضوع اختلاف را به شرح فوق برای اتخاذ رویه واحد تقاضا می نمایم.
دادستان کل کشور- دکتر علی آبادی
پس از طرح  موضوع در هیات عمومی دیوان عالی کشور و قرائت گزارش پرونده و ملاحظه اوراق لازم و کسب نظریه جناب آقای دادستان کل به شرح زیر «قبل از بحث در تعارضات موجوده لازم می دانم فقره یک ماده اول لایحه اصلاحی قانون اصلاحات ارضی مصوب ۱۳۴۰/۰۲/۱۹ را که در آن کلمه زراعت تعریف شده است متذکر شوم. زراعت طبق این ماده عبارت است از تولید محصول به وسیله عملیاتی زراعتی و باغداری.
بحث اول- راجع به تعارض موجود بین رای شعبه چهار سابق و شعبه ۱۰ دیوان عالی کشور
به طوری که قبلاً متذکر شده در پرونده شماره ۹/۳۷۷۵ مطروح در شعبه ۴ دیوان عالی کشور موضوع رسیدگی دادخواست خلع ید پنج جریب باغ مرکبات میباشد فرجام خواه این پرونده طبق لایحه فرجامی آقای جواد فرهنگی وکیل آقای حیدر قلی خلعتبری به این نحو معرفی شده است (فرجام خواه از زراعینی است که هر ساله بالغ بر پانصد هزار ریال مرکبات از ملک موکل دریافت میدارد) دادگاه پژوهشی حکم به خلع ید صادر کرده و شعبه ۴ سابق دیوان عالی کشور حکم مزبور را ابرام کرده است.
از طرفی در پرونده شماره ۷/۲۲۷۸ مطروح در شعبه دهم دیوان عالی کشور موضوع رسیدگی دادخواست خلع ید از ده جریب هزارمتری زمین مزروعی و شش جریب باغ مرکبات میباشد و شعبه دهم دیوان عالی کشور به این استناد که «چون فرجام خواه مدعی داشتن ریشه و دسترنج زراعتی در ملک مورد درخواست تخلیه شده دادگاه بدون توجه و رسیدگی به ادعای مزبور حکم تخلیه صادر نموده» رسیدگی را ناقص تشخیص داده و حکم فرجام خواسته را نقض کرده است.
با امعان نظر به ماده ۲۲ لایحه اصلاحی قانون اصلاحات اراضی مصوب ۱۳۴۰/۱۰/۱۹  مبنی بر «کلیه زارعینی که در تاریخ تصویب این قانون در زمین تحت کشت و کار مشغول بوده اند ساکنین همان ده محسوب می شوند و هیچ مالکی حق ندارد به هیچ عنوان زارع را از ده یا از اراضی مورد کشت و کار اخراج نماید یا از زراعت او ممانعت به عمل آورد» مسلم میگردد که ابرام حکم خلع ید دادگاه پژوهشی از طرف شعبه ۴ دیوان عالی کشور برخلاف ماده مزبور بوده و بدین لحاظ حکم شعبه دهم دیوان مزبور که حکم خلع ید صادر از دادگاه پژوهشی را نقض کرده قابلیت اتباع را دارد.
بحث دوم- راجع به تعارض بین حکم شعبه ۴ سابق دیوان عالی کشور با حکم شعبه ۴ فعلی دیوان مزبور.
موضوع مطرح در شعبه ۴ فعلی عبارت است از رفع تصرف عدوانی از ۱۲ قفیز واقع در مزرعه زیردان از فرجام خوانده که مستاجر فرجام خواه میباشد شعبه با استدلالات مفصلی دادگاه های دادگستری را در امور زراعتی فاقد صلاحیت دانسته است. در صورتی که شعبه ۴ سابق دیوان مزبور همان طوری که فوقاً متعرض شد در اثر معتقد بودن به صلاحیت دادگستری حکم فرجام خوانده را ابرام نموده است. با توجه به مواد ذیل مسلم میگردد که نظریه شعبه ۴ فعلی قابل اتباع میباشد.
اول – قانون سازمان عمرانی کشور و ازدیاد سهم کشاورزان مصوب ۳۴/۶/۹
ماده ۲۷- در صورت بروز اختلاف از لحاظ مقدار بهره مالکانه براساس مرسوم و معمول محل بخشدار محل موظف است طبق مقررات این قانون به محض وصول شکایت مالک یا زارع به موضوع رسیدگی نموده و نظر خود را به طرفین ابلاغ نماید.
طرفین می توانند در ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ نسبت به نظریه بخشدار تقاضای تجدیدنظر نمایند.
در نقاطی که سازمان بخش تشکیل نشده وظایف بخشدار از این حیث برعهده فرماندار خواهد بود در صورتی که طرفین در ظرف مدت مقرر تقاضای تجدیدنظر ننموده اند ضابطین دادگستری مامور اجرای نظریات بخشدار یا فرماندار خواهند بود.
تبصره- چنانچه قرارداد های خاص بین مالک و کشاورز وجود داشته باشد آن قرارداد معتبر و به قوت خود باقی و لازم الاجرا است.
ماده ۲۸- مرجع تجدیدنظر در رسیدگی به حل اختلاف حاصله بین مالک و کشاورز از لحاظ مقدار بهره مالکانه براساس مرسوم و معمول محل و عرف و عادت قدیمی ده و دهستان در درجه اول شورای بخش است و نظر انجمن بخش تا صدور رای نهایی قابل اجرا است.
ماده ۳۳- در صورتی که مالکی کشاورزی را که مستقیماً به امور زراعت اشتغال داشته از کار برکنار نماید کشاورز مزبور میتواند به بخشدار شکایت نموده و بخشدار موظف است به اسرع اوقات به موضوع رسیدگی و وسایل اصلاح و اشتغال مجدد کشاورز را به امر کشاورزی فراهم سازد و اگر توافق حاصل نشد بخشدار باید موضوع را در اولین انجمن عمران بخش مطرح نماید و در صورتی که حقانیت کشاورز ثابت گردد و مالک حاضر به کار گماردن او نباشد مالک باید به تشخیص انجمن عمران برای سه ماه خرج او را بر طبق مزد کارگران پرداخت کند و اگر کشاورز یا دارنده انجمن عمران برای سه ماه خرج او را بر طبق حقوق اعیانی یا زراعتی اعیانی (ریشه و کارکرد) داشته باشد مالک باید علاوه بر سه ماه مخارج فوق الذکر به تشخیص اهل خبره که از طرف انجمن عمرانی بخش یا بخشدار انتخاب خواهد شد قیمت اعیانی و محصول او را بپردازد.
با تعمق در موارد بالا مسلم میگردد که قانونگذار از سال ۱۳۳۴ از لحاظ تسریع در رسیدگی، رسیدگی به کلیه اختلافات مالک و کشاورز را از صلاحیت دادگستری خارج کرده است.
قانونگذار به حل سریع اختلافات کشاورزی به قدری اهمیت می داده که حتی رسیدگی به جرم اختلال گری و تخریب را که در ده ارتکاب می شده طبق ماده ۳۵ قانون مزبور در صلاحیت انجمن بخش ولدی الاقتضا بخشدار قرار داده است.
دوم- قانون اصلاحات ارضی مصوب ۳۹/۲/۲۶
ماده ۳۴- رفع اختلاف بین مالک و زارع در امور مربوط به کشاورزی توسط هیات حل اختلاف کشاورزی به عمل می آید هیات مزبور در هر بخش مرکب خواهد بود از بخشدار، رئیس دادگاه بخش مربوطه (یا نماینده وزارت دادگستری) نماینده وزارت کشاورزی (یا نماینده اداره کشاورزی مربوطه) رای این هیات قطعی است و به وسیله اجرای دادگاه های دادگستری به موقع اجرا گذارده میشود.
سوم- قانون اصلاح قانون اصلاحات اراضی مصوب ۱۳۴۰/۱۰/۱۹
ماده ۳۳- رفع اختلاف بین مالک و زارع در امور مربوط به کشاورزی توسط هیات حل اختلاف کشاورزی به عمل می آید هیات مزبور در هر بخشی مرکب خواهد بود از: بخشدار، رئیس دادگاه بخش مربوطه (یا نماینده وزارت دادگستری) نماینده وزارت کشاورزی (یا نماینده اداره کشاورزی مربوطه) رای این هیات قطعی است و به وسیله اجرای دادگاه های دادگستری به موقع اجرا گذارده میشود.
چهارم- تصویبنامه اجرای لایحه قانونی اصلاحات اراضی مصوب ۴۲/۷/۲۳
ماده ۵- ماده ۳۳ لایحه قانونی اصلاحات ارضی به طریق زیر اصلاح میشود:
رفع اختلاف بین مالک و زارع در امور مربوطه به کشاورزی به مامورین اصلاحات ارضی محول میشود. مامورین ژاندارمری مکلف هستند دستورات رئیس سازمان اصلاحات ارضی هر منطقه را در این مورد به موقع اجرا بگذارند.وزیر کشور و وزیر کشاورزی در اجرای این دستور جداگانه تعلیمات لازم خواهند داد.
در این ماده مقنن به جای (به عمل می آید) جمله (محول میشود) استعمال کرده است و با ادای این عبارت خواسته بفهماند که دعاوی مطروحه در محاکم قضایی که هنوز منجر به صدور حکم قطعی نشده برایرسیدگی به سازمان اصلاحات ارضی احاله شود.
پنجم- آیین نامه اصلاحات ارضی مصوب ۱۳۴۳/۰۵/۰۳
ماده ۴۲- رفع اختلاف بین زارعین ومالکین در امور مربوط به کشاورزی به مامورین اصلاحات ارضی محول است در صورتی که نظر مامور اصلاحات ارضی مورد اعتراض قرار گیرد معترض میتواند ظرف ۲۰ روز از تاریخ ابلا غ نظر مزبور اعتراض خود را به سازمان اصلاحات ارضی استان یا شهرستان تسلیم نماید.
اعتراضات در کمیسیون های سه نفری مرکب از کارمندان وزارت کشاورزی که برای رسیدگی به این گونه اعتراضات در ادارات کل کشاورزی یا ادارات کشاورزی تشکیل میشود مورد رسیدگی قرار خواهد گرفت. رای صادره از کمیسیون سه نفری قطعی بوده و دستور لازم به وسیله رئیس اصلاحات ارضی محل برای اجرای آن به ژاندارمری ابلاغ میگردد و مامورین ژاندارمری مکلف به اجرای آرای صادره میباشند.
ششم- قانون مواد الحاقی به آیین نامه اصلاحات ارضی مصوب ۱۳۴۶/۱۲/۱۲
ماده ششم- اگر اختلافی در تشخیص اینکه کسی زارع ملکی است که تصرف دارد آن را در تاریخ ۱۳۴۰/۱۰/۱۹ به عنوان زارع صاحب نسق در تصرف داشته یا رابطه او با ملک براساس دیگری میباشد حادث شود رفع اختلاف با توجه به تعاریف مذکور در مقررات اصلاحات ارضی مصوب ۱۳۴۰/۱۰/۱۹ با سازمان اصلاحات ارضی است و رای سازمان در این خصوص قاطع خواهد بود دعاوی مطروحه در محاکم قضایی که هنوز منجر به صدور حکم قطعی نشده تابع مقررات این ماده میباشد.
بنا به مراتب بالا مسلم میگردد که اولاً اخراج زارع از ده اعم از اینکه رسیدگی به اختلافات او با مالک در صلاحیت دادگستری باشد یا نه طبق ماده ۲۲ لایحه اصلاحی قانون اصلاحات ارضی مصوب ۱۳۴۰/۱۰/۱۹ مقدور نیست در صورتی که شعبه ۴ سابق دیوان عالی کشور حکم دادگاه پژوهشی را مبنی بر خلع ید زارع ابرام کرده است.
ثانیاً- طبق مواد فوق الاشعار مقرر میگردد که راجع به اختلافات مالکین و کشاورزان از سال ۱۳۳۹ محاکم دادگستری فاقد صلاحیت بوده اند و در این صورت بدیهی میباشد پرونده های فوق الاشعار که در سال ۱۳۳۸ تشکیل شده رسیدگی به آنها در صلاحیت دادگستری نبوده است و به همین جهت نظریه شعبه ۴ فعلی دیوان کشور درخصوص عدم صلاحیت دادگستری قابل اتباع است و مقنن در سال های بعد همان طوری که فوقاً اشعار شد با جایگزین ساختن جمله (محول میشود) به جای (به عمل می آید) این معنی را تایید کرده است.
در خاتمه متذکر میشود که مصلحت اجتماعی و اقتصادی کشور این تغییر صلاحیت را ایجاب می کرده است. زیرا اگر اختلاف بین مالک و زارع در اسرع وقت ممکن حل نگردد، ممکن است لطمه به اقتصادیات کشاورزی کشور وارد سازد کما اینکه ملاحظه میشود دعاوی مربوط به امور کشاورزی فوق الذکر از سال ۱۳۳۸ در دادگستری مطرح بوده و با اینکه ده سال از آغاز طرح آن می گذرد معلوم نیست در چه تاریخی حکم نهایی آن صادر خواهد شد.
دادستان کل کشور- دکتر علی آبادی
به شرح زیر رای می دهند:
هر چند تصریح ماده ۳۳ قانون اصلاحات ارضی مرجع رسیدگی به اختلافات بین مالک و زارع در امور مربوط به کشاورزی سازمان اصلاحات ارضی شناخته شده و هر چند بر طبق ماده ششم از قانون مواد الحاقی به آیین نامه اصلاحات ارضی مصوب ۱۳۴۶/۱۲/۱۲ اختلافات مطروح در دادگستری که قبل از قانون اصلاحات ارضی در دادگستری مطرح شده و تا تاریخ لازم الاجرا شدن قانون مزبور به حکم قطعی منتهی نگردیده نیز باید برایرسیدگی به سازمان اصلاحات ارضی محول شود و لکن چون دو فقره از پرونده های مذکور در گزارش جناب آقای دادستان کل در سال ۱۳۳۸ و قبل از تصویب و اجرای قانون اصلاحات ارضی در دادگستری مطرح و قبل از تصویب قانون سال ۱۳۴۶ به حکم قطعی منتهی شده بوده و مسیر خود را وفق مقررات موجود در زمان رسیدگی و با توجه به ماده ۴۶ از قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی طی نموده و دلیل آنکه شعبه چهارم دیوان عالی کشور در تاریخ ۱۳۴۶/۱۱/۲۹ ضمن پرونده ۱۰/۴۰۹۲ که دعوی بدوی آن در ۴۳/۱۱/۲۰ و در موقعی که قانون اصلاحات ارضی مورد عمل و اجرا بوده و در دادگستری مطرح شده رای دادگاه تالی که خود را برای رسیدگی صالح تشخیص داده نقض کرده است توجه به ماده ۳۳ قانون اصلاحات ارضی و ماده ۶ از قانون مواد الحاقی به آیین نامه اصلاحات ارضی بوده که به موجب آنها از دادگاه های دادگستری درخصوص اختلاف بین مالک و زارع در امور مربوط به کشاورزی نفی صلاحیت شده است و در نتیجه آرای صادره از شعبه چهار سابق و دهم از یک طرف و رای شعبه چهارم فعلی دیوان عالی کشور از طرف دیگر هر یک با توجه به قوانین و مقررات موجود در زمان صدور آنها صحیحاً صادر گردیده اند علی هذا مورد از مصادیق رویه های مختلف نبوده قابل طرح در هیات عمومی دیوان عالی کشور نمیباشد.

وب‌سایت حقوقی بهروز اصبحی - آرشیو تخصصی آراء وحدت رویه دیوان عالی کشور