طبق ماده ۴۱۶ قانون مدنی، خیار غبن زمانی ایجاد میشود که بین قیمت تعیین شده در معامله و ارزش واقعی مورد معامله در زمان عقد، اختلاف فاحشی وجود داشته باشد. در غبن، تعادل اقتصادی معامله به هم می خورد و لزوما فریب عمدی ملاک نیست، بلکه معیار آن عدم تعادل بین ثمن و مثمن است که طبق ماده ۴۱۷ همان قانون باید فاحش باشد.
طبق ماده ۴۳۸ قانون مدنی، تدلیس عبارت است از عملیاتی که موجب فریب طرف معامله شود. در تدلیس، یکی از طرفین با انجام کارهای متقلبانه یا پوشاندن عیب و تظاهر به وجود صفتی که در کالا نیست، طرف دیگر را گمراه می کند. تفاوت اصلی در این است که خیار غبن مربوط به ناعادلانه بودن قیمت است، اما خیار تدلیس ناشی از تقصیر و عملیات فریبکارانه یکی از متعاملین است.
از نظر زمان اجرا، طبق ماده ۴۲۰ قانون مدنی در غبن و ماده ۴۴۰ قانون مدنی در تدلیس، هر دو خیار فوری هستند و دارنده حق فسخ باید به محض اطلاع، اقدام به فسخ معامله نماید. همچنین در غبن، طبق ماده ۴۲۱ قانون مدنی، اگر طرف مقابل تفاوت قیمت را بدهد خیار غبن ساقط نمی شود مگر اینکه طرف به صلح راضی شود، اما در تدلیس حق فسخ به دلیل فریب ایجاد شده پابرجاست.