صورتجلسه نشست قضایی
تاریخ برگزاری: ۱۳۹۸/۰۲/۰۴
برگزار شده توسط: استان گلستان/ شهر رامیان
موضوع
قتل عمدی بر مبنای رفتار میانجی در نزاع دو نفره
پرسش
نزاعی بین ب و ج اتفاق افتاده و الف به عنوان میانجی وارد میشود، اگر شخص الف دست شخص ب را گرفته باشد و شخص ب برای این که دست خود را آزاد کند، اقدام به تکان دادن دست خود نماید و به همین دلیل چاقویی که در دست فرد ب بوده، با قلب فرد الف برخورد نماید و منجر به قتل فرد الف شد، نوع قتل ارتکابی چیست؟
نظر هیئت عالی
رفتار شخص ب (مرتکب جنایت) از مصادیق قتل شبه عمد است زیرا هرچند مرتکب قصد ارتکاب جنایت نسبت به مقتول را نداشته است و اساساً قصد رفتاری نسبت به وی را نداشته است؛ اما چون جنایت به سبب تقصیر مرتکب (استفاده از چاقو در نزاع و کاربرد غیر متعارف آن) بوده است، لذا موضوع با بند پ ماده ۲۹۱ قانون مجازات اسلامی منطبق است؛ بدیهی است که تشخیص موضوع و تطبیق آن با قانون برحسب شرایط حاکم بر هر پرونده با مرجع قضایی ذیربط است.
نظر اکثریت
با توجه به بند ب ماده ۲۹۰ قانون مجازات اسلامی و با توجه به اینکه مرتکب آگاه و متوجه بوده که اقدام او نوعاً موجب جنایت بر مجنی علیه میشود جنایت عمدی محسوب میشود. در بند ب ماده ۲۹۰ مقنن بر مبنای وقوع رفتار فاعل، برخی قتل ها را عمدی شمرده است. ویژگی و خصوصیت مورد نظر در این نوع رفتار (نوعاً کشنده بودن) آن است. مراد از نوعاً کشنده، نوع انسان متعارف و سالم و بی عیب خواهد بود. این نوع از قتل عمدی به حدی از اهمیت برخوردار است که حتی گروهی از حقوقدانان بر این بآورند که لازمه تحقق قتل عمدی همواره کشنده بودن رفتار مجرمانه است و بدون آن علیرغم داشتن قصد نتیجه قتل عمدی نخواهد بود (نجیب حسنی ۱۹۹۲/۳۲۶). بر خلاف آن تلقی که قبل از انقلاب از آلت قتاله وجود داشت و البته منطبق بر ماده ۱۷۱ قانون مجازات عمومی سابق بود؛ در حال حاضر باید گفت وجود آلت قتاله و استفاده از آن به خودی خود نمی تواند قتل را عمدی نماید؛ بلکه حسب نوع استفاده ای که از آلت قتاله میشود میتواند آن را قتل عمدی نماید. بنابراین نه تنها فعل نوعاً کشنده منحصر به آلت قتاله نیست (مثلاً فشردن گلو میتواند نوعاً کشنده باشد ولی آلت قتاله وجود ندارد)؛ بلکه صرف استعمال آلت قتاله نیز لزوماً از مصادیق فعل نوعاً کشنده نیست، مثل اینکه کسی با هفت تیر قوزک پای دیگری را نشانه رفته و به آن تیر بزند (میرمحمد صادقی ۱۳۸۴/۱۰۷). این جمله که گفته میشود (فعل نوعاً کشنده همان آلت قتاله است) نیز قابل نقد است؛ زیرا در اینجا از فعل که یک رفتار است سخن می گوییم نه از ابزار و استفاده از آن. بنابراین حسب اینکه از این ابزار چگونه استفاده میشود در رفتار قتاله اهمیت دارد؛ گاهی این ابزار در مسیر قتاله استفاده میشود گاهی با اینکه خطرناک و کشنده است اما در مسیر قتاله مورد استفاده قرار نمی گیرد.
نظر اقلیت
اگر چه در ظاهر ماده ۲۹۱ قانون مجازات اسلامی، قصد رفتار مرتکب و عدم قصد وقوع جنایت واقع شده، موجب تبدیل جنایت به شبه عمدی میشود؛ لیکن تفاوت ظریف میان بند الف ماده ۲۹۱ و بند پ ماده ۲۹۲ قانون فوق الاشعار به هنگامی میتواند موثر باشد که به عبارات این دو بند دقت شود. در بند پ ماده ۲۹۲ بایستی قصد ایراد فعل واقع شده، مفقود باشد و بدین قرینه بایستی بند الف ماده ۲۹۱ قانون مجازات اسلامی را شامل حالتی دانست که قصد ایراد فعل واقع شده وجود داشته باشد و با صرف قصد وقوع فعل نمی توان حکم به جریان بند الف ماده ۲۹۱ داد؛ بلکه قصد ایراد فعل تقسیم میشود به قصد فعل واقع شده و قصد فعلی غیر از فعل واقع شده که به ترتیب در بند الف ماده ۲۹۱ و بند پ ماده ۲۹۲ ذکر شده اند و در موضوع سوال حسب ظاهر قصد فعل وجود داشته؛ لیکن این قصد فعل جهت ورود ضربه به قلب مقتول نبوده؛ بلکه صرفاً قصد فعل رها سازی دست متهم به چشم می خورد که بدین ترتیب علاوه بر فقدان قصد جنایت بر مجنی علیه، قصد ایراد فعل واقع شده بر مقتول نیز مفقود است؛ فلذا با جریان حکم بند پ ماده ۲۹۲ قانون مجازات اسلامی جنایت واقع شده خطاء محض محسوب میشود.