عزل وکیل در حین مرحله دادرسی
صورتجلسه نشست قضایی
تاریخ برگزاری: ۱۳۹۷/۰۵/۱۸
برگزار شده توسط: استان مازندران/ شهر محمود آباد
موضوع
عزل وکیل در حین مرحله دادرسی
پرسش
خواهان با وکالت آقایان (الف وب) ادعایی را مطرح نموده، در حین دادرسی و قبل از تشکیل جلسه اول رسیدگی، خواهان آقای (ب) را از وکالت عزل نموده و مراتب عزل به وکیل معزول ابلاغ شد و خواهان (آقای ح) را به عنوان وکیل دوم به دادگاه معرفی نموده، جلسه رسیدگی با حضور وکلا (الف و ح) و خواندگان تشکیل شد و پس از اجری تشریفات رای صادر گردید و رای به خواندگان و وکلا به اسامی(الف وح) ابلاغ شد. وکیل (اقای ح) مراتب دادخواست تجدید نظرخواهی خویش را ارائه که تبادل لوایح صورت پذیرفته و در مهلت بیست روز تجدیدنظر خواهی، آقای وکیل(معزول) با اعلام وکالت مراتب دادخواست تجدید نظر خواهی موکل را با ضمیمه نمودن لایحه ای که به امضاء وکیل اقای الف رسیده از طریق دفتر خدمات الکترونیک ارائه نموده، با توجه به مفاد ماده ۳۱ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مراتب مذکور استحضاراً به خواهان ابلاغ شد وخواهان در لایحه ای که در خارج از موعد بیست روز تجدیدنظر خواهی ارائه شد وکیل اقای الف را از وکالت عزل نموده است. با توجه به مراتب، تکلیف دفتر دادگاه در تبادل لوایح و ارسال پرونده به دادگاه تجدید نظر استان در فروض مذکور چیست؟
نظر هیئت عالی
۱- آقای « ح » به عنوان وکیل دوم خواهان به صورت انفرادی با تقدیم لایحه ای از سوی خواهان مبادرت به تجدیدنظر خواهی نموده، صحیح است و در صورتی که آقای « ب » که قبلاً عزل شده بوده و برای مرحله تجدیدنظر به عنوان وکیل خواهان تعیین شده و به همراه وکیل اول اقدام به تقدیم دادخواست تجدیدنظر نموده، صحیح بوده و قابلیت پذیرش دارد.
۲- در فرض مسأله وکلای خواهان در مرحله ی تجدیدنظر آقایان « ب وح » میباشند که می توانند در جریان رسیدگی وارد شده و اقدام به دفاع از موکل خود نمایند. در هر حال وکلایی که به صورت انفرادی حق وکالت نداشته باشند، در صورت تقدیم لایحه ی اعتراض یا تجدیدنظر خواهی، پذیرفته نخواهند شد.
نظر اکثریت
تجدیدنظر خواهی شخص (ح) به عنوان وکیل، صحیح است اما تجدیدنظر خواهی شخص «ب» به عنوان وکیل، نباید پذیرفته شود؛ یعنی لایحه ای را که وی تقدیم می کند نباید بپذیریم. مهمترین استدلال های همکارانی قضایی که در اکثریت بوده اند به شرح زیر است:
۱- این موضوع که وکالت، منفردا است یا مجتمعا باید مشخص شود؛ همچنین این موضوع که آیا این وکیل معزول، وکالت در مرحله تجدیدنظر دارد یا خیر هم باید مشخص شود. هر کدام از این موارد در پاسخ به این سوال موثر هستند؛ بر این اساس، اگر هر یک از وکلای الف و ی منفردا اجازه داشته باشند دادخواست تجدیدنظر پذیرفته باید شود. از آنجایی که وکیل «ح» در مهلت قانونی درخواست تجدیدنظر نموده و تبادل لوایح صورت پذیرفته است؛ تجدیدنظر خواهی به درستی انجام پذیرفته است؛ مگر آنکه «ح» حق اقدام به صورت انفرادی را نداشته باشد؛ در این صورت درخواستهای بعدی تجدیدنظر، سالبه به انتفاع موضوع خواهد بود؛ بنابراین عزل وکیل، تاثیری بر روند تجدیدنظر خواهی ندارد؛ زیرا تجدیدنظر خواهی و تبادل لوایح در مهلت مقرر توسط «ح» انجام شده است.
۲- تجدیدنظر خواهی «ب» یا همان وکیل معزول مسموع نیست؛ زیرا سمتی در دعوا ندارد؛ مگر آنکه الف، وکالت در توکیل داشته باشد و شخص «ب» را به عنوان وکیل انتخاب نموده باشد. به موجب ماده ۳۸ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی: دادگاه پس از اطلاع دادگاه از عزل وکیل، دیگر او را در امور راجع به دادرسی، وکیل نخواهد شناخت. بر این اساس در تمام مواردی که نماینده در دادگاه اقدام مینماید مفهوم ارایه شده از سمت این نتیجه را در پی دارد که دادگاه در بررسی وجود سمت در دادخواست دهنده یا هر اقدام کننده دیگری از یک سو باید به وجود دلیل نمایندگی عنایت نماید و از سوی دیگر نمایندگی نماینده را اگر محرز دانست از انواعی تشخیص دهد که در قانون برای اقامه دعوا تجویز شده است. اگر دادخواست تجدیدنظر شخص ب پذیرفته شود، حتی در این موارد، طرف مقابل میتواند به موجب بند ۵ ماده ۸۴ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی، ضمن پاسخ نسبت به ماهیت دعوا، نسبت به آن ایراد مطرح کند.
۳- اگر تجدیدنظر خواهی آقای «ب» پذیرفته شود، در واقع به این معنی است که در دادرسی سه نفر وکیل وجود داشته باشد و این بر خلاف قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی است. ماده ۳۱ این قانون به صراحت بیان میدارد: «هریک از متداعیین می توانند برای خود حداکثر تا دو نفر وکیل انتخاب و معرفی نمایند.»
۴- اگر دفتر لایحه تجدیدنظر شخص ب (وکیل معزول) را بپذیرد و با توجه به مفاد ماده ۳۱