لوگو ⚖️ پرتال حقوقی بهروز اصبحی کاربردی | جامع | رایگان

سلب حق ملاقات اولیای واقعی طفل در جهت رعایت مصلحت طفل

صورتجلسه نشست قضایی
تاریخ برگزاری: ۱۳۸۲/۰۲/۱۳
برگزار شده توسط: استان چهار محال و بختیاری/ شهر شهرکرد
موضوع
سلب حق ملاقات اولیای واقعی طفل در جهت رعایت مصلحت طفل
پرسش
آیا رعایت مصلحت طفل میتواند موجب زایل شدن حق اولیای وی شود؟ به عنوان مثال بین مرد و زنی اختلاف ایجاد شده و منجربه طلاق میشود. آنها پسربچه پنجساله خود را جهت سرپرستی به خانواده دیگری که فاقد فرزند هستند، می سپارند و برای آن خانواده حکم سرپرستی و حضانت صادر میشود. بعد از مدتی زن و شوهر طلاق گرفته به یکدیگر رجوع می کنند و اگرچه خواهان استرداد فرزند خویش نیستند اما طی دادخواستی به دادگاه خانواده تقاضای ملاقات با طفل خویش را مینمایند. خانواده طفل که هم اکنون سرپرستی وی را عهدهدار هستند و از بدو کودکی تاکنون او را نگهداری کرده اند اظهار میدارند طفل تصور می کند که آنها پدر و مادر واقعی او میباشند که از وی نگهداری می کنند و چنانچه پدر و مادر واقعی طفل بخواهند به طور مرتب با یک برنامه زمانبندی مشخص ملاقات کنند، طفل دچار آسیب های روحی و روانی و تزلزل در شخصیت و هویت خویش میشود آیا دادگاه خانواده میتواند با همین استدلال و در جهت رعایت مصلحت طفل حق ملاقات اولیای واقعی طفل را از وی سلب کند؟
نظر هیئت عالی
موضوع سوال با مقررات قانونی در خصوص ملاقات فرزندان مشترک اختلاف فاحش دارد. در اینجا پدر و مادری بدون رعایت مصلحت فرزندشان و صرفاً روی اختلافات حاصله از هم جدا می شوند و هیچ کدام حاضر به نگهداری فرزند مشترکشان نیستند و در نهایت فرزند آنها به اشخاصی سپرده میشود. مسلماً برای تحویل بچه پنجساله به افرادی که فاقد فرزند هستند احتیاط لازم معمول و تحت شرایط خاص سرپرستی طفل به آنها واگذار میشود. حال اگر پس از مدتی پدر و مادر هوس ملاقات فرزندشان را داشته باشند اجازه ملاقات صرفاً با رعایت غبطه و مصلحت طفل بوده و دادگاه باید با رعایت جوانب قضیه و عندالاقتضا حسب نظر روانکاو و سایر متخصصین مربوط اجازه ملاقات به پدر و مادر واقعی وی بدهد. درهر حال با توجه به وضع خاص پیش آمده نمی توان گفت محکمه سرپرستان فعلی را مجبور به ملاقات والدین واقعی با طفل خواهد کرد زیرا:
باید توجه داشت که قضاوت در این مسئله امری است بسیار خطیر که باید برای اتخاذ تصمیم دقت کافی کرد و تمام جوانب قضیه را سنجید.
در اینجا باید هم حقوق طفل و مصالح و منافع وی مدنظر باشد و هم جانب احساسات و عواطف والدین را مورد لحاظ قرار داد. بدیهی است پدر و مادری که فرزند ناتوان خود را در ایامی که نیاز وافر به محبت و حضانت والدین دارد رها کرده و پس از چند سال از کرده خود پشیمان می شوند باید پیآمدهای این عمل را تحمل کنند. به علاوه رابطهیی که فرزند با سرپرستان خود حاصل می کند امری سرسری نیست که بتوان به نحو سادهای با آن برخورد کرد. البته هر چند که والدین مرتکب خطا و جفا شده اند ولی قاضی قضیه باید به احساسات و عواطف طرفین توجه کافی مبذول دارد و با اقداماتی که قبلاً تذکر داده شد حکم مقتضی را با در نظر داشتن جمیع مصالح و منافع و عواطف طفل و احساسات و حقوق والدین صادر کند.
نظر اکثریت
اعمال مصلحت طفل نمی تواند موجب زایل شدن حق ملاقات اولیای وی با او شود به لحاظ اینکه حق طبیعی و احساسی و واقعی پدر و مادر است که با فرزند خویش ملاقات کنند. چهبسا آن فرزند در سنین بالاتر متوجه موضوع شود و صدمات جبران ناپذیر بیشتری بر او وارد شود. لذا نمی توان پدر و مادر واقعی را از ملاقات با وی منع کرد.
نظر اقلیت
اقلیت همکاران استدلال خانوادهی طفل را که هم اکنون سرپرستی وی را عهدهدار هستند، پذیرفته و استدلال می کنند که رعایت مصلحت طفل جهت پیشگیری از ورود آسیب های روحی و روانی و جلوگیری از ایجاد تزلزل در شخصیت و هویت وی ایجاب می کند که حق ملاقات پدر و مادر واقعی با او از آنان سلب شود.