استرداد دعوی و استرداد دادخواست از جمله مفاهیم کلیدی در قانون آیین دادرسی مدنی هستند که به اراده خواهان جهت بیاثر نمودن اقدامات قضایی پیشین اشاره دارند. مطابق ماده ۱۰۷ قانون مذکور، استرداد دادخواست توسط خواهان تا اولین جلسه دادرسی امکانپذیر است که منجر به صدور قرار ابطال دادخواست میگردد. اما لایحه استرداد دعوا قلمرو وسیعتری دارد؛ به طوری که استرداد دعوی در مرحله بدوی چنانچه پیش از ختم مذاکرات باشد، منجر به قرار رد دعوا و در صورت استرداد دعوا بعد از ختم مذاکرات یا در موارد خاص استرداد دعوی بعد از صدور حکم، مستلزم رضایت خوانده یا صرفنظر کردن کلی از حق (سقوط دعوا) است. تبیین فرق استرداد دادخواست و استرداد دعوی در آثار حقوقی آنها نهفته است؛ چرا که استرداد دادخواست مانع تجدید دعوا نیست، اما استرداد دعوا پس از ختم مذاکرات میتواند منجر به قرار سقوط دعوا شود که آثار حقوقی خطرناکی دارد چرا که قرار سقوط دعوا تنها قراری است که اعتبار امر مختوم دارد. این نهاد حقوقی در مراحل مختلفی از جمله استرداد دعوی در مرحله کارشناسی جهت جلوگیری از هزینههای گزاف یا نمونه لایحه استرداد دادخواست اعسار از هزینه دادرسی به دلیل توانایی مالی ثانویه، کاربرد فراوانی دارد. همچنین استرداد دعوی در مرحله تجدید نظر نیز طبق مقررات قانونی قواعد خاص خود را جهت ابطال عملیات اجرایی یا حکم بدوی دنبال میکند. متن لایحه استرداد دادخواست توسط وکیل باید با دقت در مواد قانونی تنظیم شود تا حقوق موکل در طرح مجدد دعوا تضییع نگردد.